سلام خوش آمدید  "چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟"
عید کمال دین و هنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیرالمومنین (ع) بر همه شما خجسته باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ساعت 20:51  توسط   | 

 الهي من در وقت غنا و ثروت فقيرم و به تو محتاجم تا چه رسد به هنگام فقر و بينوايي...

اي خداي من در حال دانايي باز نادانم تا چه رسد به وقت ناداني ...

پروردگارا چگونه داراي تاج عزت نباشم در صورتيکه نسبت بزرگي با تو دارم.

بارخدايا مرا از خير آنچه نزد توست محروم مگردان.

 

عيد است چرا کشته جانان نشود کس

حيف است که عيد آيد و قربان نشود کس

 

عيد سعيد قربان بر مسلمين مبارک باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۷ساعت 19:29  توسط   | 

این داستان واقعی است و ارزش خواندن را دارد!

    این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم.  نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسه ابتدایی معلّم موسیقی بودم.  مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است.  در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.  با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

    امّا، از آنچه که شاگردان "از لحاظ موسیقی به مبارزه فرا خوانده شده" می‌خوانمشان سهمی داشته‌ام..  یکی از این قبیل شاگردان رابی بود.  رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد.  برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند.  امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد.  پس او را به شاگردی پذیرفتم.  رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است.  رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد.  امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد.

    در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم.  در انتهای هر درس هفتگی او همواره می‌گفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم."  امّا امیدی نمی‌رفت.  او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت.  مادرش را از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد.  همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد.

    یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.  خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم  بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد.  البته خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید.  وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.

    چند هفته گذشت.  آگهی و اعلانی درباره تکنوازی آینده به منزل همه شاگردان فرستادم.  بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟".  توضیح دادم که، " تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی."  او گفت، "مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می‌کنم.  خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تک‌نوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.

    نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند.  شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد.  تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود.  برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم.  در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

    برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد.  شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود.  رابی به صحنه امد.  لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند.  با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"

    رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد.  وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم.  ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم.  انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.  از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.  آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!  هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.  بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتهی رساند.  تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند.

    سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم.  گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!  چطور این کار را کردی؟"  صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، "می‌دانید خانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟  خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد.  او کر مادرزاد بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود.  امشب اوّلین باری است که او می‌توانست بشنود که من پیانو می‌نوازم..  می‌خواستم برنامه‌ای استثنایی باشد."

    چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را نپوشانده باشد.  مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر شده است.

و امّا رابی؛ او معلّم بود و من شاگرد؛ زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد.

    رابی در آوریل 1995 در بمب‎گذاری بی‎رحمانه ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید

 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:11  توسط   | 

بيوتكنولوژي، ابزاري جهت نيل به توسعه پايدار

در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابلي‌ها از مخمرها در مشروب‌سازي استفاده مي‌كردند. مصري‌ها در حدود چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خمير مايه، نان مي‌پختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي و به‌ويژه تخمير توسط انسان به‌كار گرفته مي‌شد.

مقدمه
توسعه در شرايط فعلي جهان، بدون دستيابي به فناوري‌هاي پيشرفته امكان پذير نيست. تفاوتي كه امروز بين جهان در حال توسعه و جهان توسعه يافته وجود دارد، براساس سرمايه، حجم تجارت، منابع طبيعي و حتي تجهيزات صنعتي نيست، بلكه معيار اصلي تفاوت بين دنياي پيشرفته صنعتي و جهان غير صنعتي، فناوري و به ويژه فناوري پيشرفته است. چه بسا كشورهايي بدون بهره‌مندي از منابع غني و سرمايه‌هاي كلان، تنها با رشد تكنولوژي خود توانسته‌اند به قدرت اقتصادي در دنيا تبديل شوند. بنابراين فناوري پيشرفته، جايگاه ويژه‌اي دارد و ما بايد در كنار توسعه انساني، توسعه فرهنگي، توسعه اقتصادي و توسعه علمي، به اين مهم توجه داشته باشيم.
يكي از نوين‌ترين فناوري‌هايي كه امروزه مطرح است و روز به روز نقش بيشتري در حوزه‌هاي مختلف توسعه ايفا مي‌كند، فناوري زيستي مي‌باشد. در حال حاضر در كشور ما سند ملي زيست فناوري (بيوتكنولوژي) جمهوري اسلامي ايران در هيأت دولت به تصويب رسيده است. براي اين سند كه از سوي كميته ملي زيست فناوري (بيوتكنولوژي) وزارت علوم، تحقيقات و فناوري ارائه شده، عنوان راهبرد ايران سبز انتخاب شده است، زيرا سبز بودن نزد ايرانيان، به معناي حيات، شادابي و سلامت است و كارشناسان اميدوارند با عمل به راهبردهاي اين سند ملي، كشوري با توسعه پايدار داشته باشيم و سلامت و نشاط براي هموطنان به ارمغان آورده شود.
اين نوشتار بر آن است كه با تعريف "بيوتكنولوژي" و "توسعه پايدار"، ارتباط و تاثيري كه اين فناوري بر توسعه مي‌گذارد را مورد تحليل و بررسي اجمالي قرار دهد.
تعريف بيوتكنولوژي
گستردگي و تنوع كاربردهاي بيوتكنولوژي، تعريف و توصيف آن‌را كمي مشكل و متنوع ساخته است. برخي آن‌را مترادف ميكروبيولوژي صنعتي و استفاده از ميكروارگانيسم‌ها مي‌دانند و برخي آن‌را معادل مهندسي ژنتيك تعريف مي‌كنند. اما به‌طور كلي مي‌توان تعريف زير را براي بيوتكنولوژي ارائه داد:
كاربرد روش‌هاي علمي و فني در تبديل بعضي مواد به كمك عوامل بيولوژيك (ميكروارگانيسم‌ها، ياخته‌هاي گياهي و جانوري و آنزيم‌ها و... ) براي توليد كالا و خدمات در كشاورزي، صنايع غذايي، دارويي، پزشكي و ساير صنايع.

هرچند كه با گذشت زمان دانشمندان به مفاهيم مشتركي در مورد تعريف بيوتكنولوژي نزديك شده‌اند، اما هر متخصص و دانشمندي تعريف جداگانه‌اي از بيوتكنولوژي ارائه مي‌دهد

توسعه پايدار
توسعه پايدار درك درست از تعامل، در نظام به هم پيوسته فرآيند‌هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي است. به بيان ديگر توسعه پايدار عبارت از توسعه‌اي همه جانبه در كليه بخش‌ها مي‌باشد، كه در عين انجام كليه فعاليت‌ها، كم‌ترين آسيب زيست محيطي به منابع مورد استفاده وارد شود. به‌طور كلي توسعه پايدار با مفهوم سنتي توسعه كه اصولاً بر محور رشد اقتصادي متمركز شده است، تفاوت‌هاي اساسي دارد. توسعه پايدار از حدود اقتصادي صرف فراتر رفته و عوامل اجتماعي اعم از تغذيه، بهداشت، شرايط زندگي و تمامي ابعاد فرهنگي و معنوي فردي مانند خلاقيت، كيفيت زندگي و حقوق اوليه را در بر مي‌گيرد.

تاريخچه بيوتكنولوژي
در تقسيم بندي زماني مي‌توان سه دوره براي تكامل بيوتكنولوژي قائل شد:
1)دوره تاريخي
در اين دوره بشر با استفاده ناخود آگاه از فرآيندهاي زيستي به توليد محصولات تخميري مانند نان، مشروبات الكلي، لبنيات، ترشي‌جات، سركه و غيره مي‌پرداخت. در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابلي‌ها از مخمرها در مشروب‌سازي استفاده مي‌كردند. مصري‌ها در حدود چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خمير مايه، نان مي‌پختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي و به‌ويژه تخمير توسط انسان به‌كار گرفته مي‌شد.
2)دوره مياني
در اين دوره بشر با استفاده آگاهانه از تكنيك‌هاي تخمير و كشت ميكرو‌ارگانيسم‌ها در محيط‌هاي مناسب و متعاقباً استفاده از فرمنتورها در توليد آنتي بيوتيك‌ها، آنزيم‌ها، اجزاء مواد غذايي، مواد شيميايي آلي و ساير تركيبات، به گسترش اين علم مبادرت ورزيد. در اين دوره اين بخش از علم به نام ميكرو‌بيولوژي صنعتي معروف بود و هم‌اكنون نيز روند استفاده از اين فرآيندها در زندگي انسان ادامه دارد. ليكن پيش‌بيني مي‌شود به تدريج با استفاده از تكنيك‌هاي بيوتكنولوژي نوين بسياري از فرآيند‌هاي فوق نيز تحت تاثير قرار گرفته و به سمت بهبود و كارآيي بيشتر تغيير ‌يابد.
3)دوره نوين بيوتكنولوژي
در اين دوره بيوتكنولوژي با كمك علم ژنتيك در حال ايجاد تحول در زندگي بشر است. بيوتكنولوژي نوين مدتي است كه رو به توسعه بوده و روز به روز دامنه و وسعت بيشتري مي‌يابد. اين دوره زماني از سال 1976 با انتقال ژن‌هايي از يك ميكروارگانيسم به ميكروارگانيسم ديگر آغاز شد. تا قبل از آن دانشمندان در فرآيند‌هاي بيوتكنولوژي از خصوصيات طبيعي و ذاتي (ميكرو) ارگانيسم‌ها استفاده مي‌كردند. ليكن در اثر پيشرفت در زيست شناسي مولكولي و ژنتيك و شناخت عميق‌تر اجزا و مكانيسم‌هاي سلولي و مولكولي، متخصصين علوم زيستي ‌توانستند به اصلاح و تغيير خصوصيات (ميكرو‌) ارگانيسم‌ها بپردازند و (ميكرو) ارگانيسم‌هايي با خصوصيات كاملاً جديد بوجود آورند تا با استفاده از آن‌ها بتوانند تركيبات جديد را با مقادير بيشتر و كارآيي بالا تر توليد نمايند.
درخت بيوتكنولوژي
بيوتكنولوژي مانند زيست شناسي، زيست شناسي مولكولي، ژنتيك، مهندسي شيمي يا بيوشيمي، يك علم پايه يا كاربردي نيست كه بتوان محدوده و قلمرو آن‌را به سادگي تعريف كرد. بيوتكنولوژي شامل حوزه‌اي مشترك از علوم مختلف است كه در اثر هم‌پوشاني و تلاقي اين علوم با يكديگر به‌وجود آمده است. بيوتكنولوژي را مي‌توان به درختي تشبيه كرد كه ريشه‌هاي تناور آن ‌را علومي با قدمت زياد مانند زيست‌شناسي به ويژه زيست‌شناسي مولكولي، ژنتيك، ميكروبيولوژي، بيو‌شيمي، ايمونولوژي، شيمي، مهندسي شيمي، گياه‌شناسي، جانورشناسي، داروسازي، كامپيوتر، و غيره تشكيل مي‌دهند و شاخه‌هاي اين درخت كه كم و بيش به تازگي روييدن گرفته‌اند و هر لحظه با رشد خود شاخه‌هاي فرعي بيشتري را به‌وجود مي‌آورند بسيار متعدد و متنوع مي‌باشند. تقسيم بندي بيوتكنولوژي به شاخه‌هاي مختلف نيز برحسب ديدگاه متخصصين و دانشمندان مختلف، متفاوت است و در رايج‌ترين تقسيم‌بندي از تلاقي و پيوند علوم مختلف با بيوتكنولوژي استفاده مي‌كنند و نام شاخه‌اي از بيوتكنولوژي را بدين ترتيب وضع مي‌كنند؛ مانند بيوتكنولوژي پزشكي كه از تلاقي بيوتكنولوژي با علم پزشكي به‌وجود آمده است يا بيوتكنولوژي كشاورزي كه كار برد بيوتكنولوژي در كشاورزي را نشان مي‌دهد.
بدين ترتيب مي‌توان از بيوتكنولوژي دارويي، بيوتكنولوژي ميكروبي، بيوتكنولوژي دريا، بيوتكنولوژي قضايي يا پزشكي قانوني، بيوتكنولوژي محيطي، بيوتكنولوژي غذايي، بيو انفورماتيك، بيوتكنولوژي صنعتي، بيوتكنولوژي نفت، بيوتكنولوژي تشخيصي و غيره نام برد.
گستردگي كاربرد بيوتكنولوژي در قرن حاضر به حدي است كه اقتصاد، بهداشت، درمان، محيط زيست، آموزش، كشاورزي، صنعت، تغذيه و ساير جنبه‌هاي زندگي بشر را تحت تاثير شگرف خود قرار خواهد داد. به همين دليل انديشمندان جهان قرن بيست و يكم را قرن بيوتكنولوژي نام‌گذاري كرده‌اند.
بيوتكنولوژي و توسعه پايدار
يكي از ابزارهاي كاربردي جهت رسيدن به توسعه پايدار، استفاده از فناوري‌هاي نوين به خصوص بيو‌تكنولوژي مي‌باشد.
از آنجا كه كاربردهاي بيوتكنولوژي در كلية شئونات زندگي بشر نقش آفرين شده است مي‌توان حدس زد در آينده نزديك كنار اكثر نام‌هاي رايج علوم و فنون يك كلمه « بيو » يا « بيوتك » هم اضافه شود، بي‌شك در آينده نيز گستره نفوذ اين صنعت فراگير و جايگاه و نقش آن در سرنوشت انسان‌ها بيشتر خواهد شد. بنابراين بيوتكنولوژي علاوه بر اين‌كه مي‌تواند ابزار مناسب و قدرتمندي براي دستيابي به توسعه پايدار به شمار آيد، ابزار و اهرم قدرتمندي براي تسلط هرچه بيشتر كشور‌هاي مجهز به اين صنعت بر ساير كشورها نيز محسوب مي‌شود. بيوتكنولوژي بدون هيچ ترديدي نقش اساسي در توسعه اقتصادي كشورهاي جهان ايفا كرده است، از اين‌رو هرگونه ضعف، تبعات وخيمي را براي كشور به دنبال خواهد داشت.
جمع بندي
كاربرد وسيع بيوتكنولوژي در بخش‌هاي مختلف نشانگر گستره وسيع اين علم مي‌باشد به‌طوري‌ كه، دور ماندن از دستاوردها و توانمندي‌هاي اين فناوري را مي‌توان معادل از دست رفتن استقلال ملي و وابستگي گسترده به ساير كشورها و عدم توسعه يافتگي دانست. اگر چه تا چندين سال قبل شدت عقب ماندگي ما در اين رشته با جهان پيشرفته زياد نبوده است ولي اين شدت به سرعت رو به فزوني است. اين در حالي است كه ارزش توسعه فناوري زيستي در كشور به قدري زياد است كه بايد هر چه سريع‌تر با برنامه‌ريزي و سرعت مناسب، اين فناوري را توسعه دهيم؛ در غير اين‌صورت با توجه به اقتصاد تك محصولي وابسته به نفت در آينده دچار چالش‌هاي عظيمي خواهيم شد كه لطمات جبران ناپذيري را براي كشور به دنبال خواهد داشت. به علاوه بيوتكنولوژي مي‌تواند محافظ زيست در جهت توسعه‌اي پايدار باشد، با اين وجود ارزيابي زيست محيطي بر پايه عملكرد بيوتكنولوژي در جهت تكامل توسعه، امري انكار ناپذير است و لازم است اقداماتي در زمينة ارزيابي بيوتكنولوژي محيط زيست كه از اصول اوليه توسعه پايدار است، صورت گيرد.
منبع:http://www.itan.ir/?ID=1567 تحليگران تكنولوژي
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۸۷ساعت 23:36  توسط   | 

دکتر احمد قهرمان، استاد برجسته گیاه شناسی، که از او به‌عنوان پدر علم گیاه شناسی ایران نیز یاد می‌شود، در پی یک بیماری کوتاه مدت درگذشت.

وی طی نیم قرن تدریس، لحظه‌ای از پژوهش و تحقیق بازنایستاد که حاصل آن بیش از 40 کتاب در زمینه‌های مختلف گیاه شناسی است.

از جمله تالیفات وی، مجموعه فلور رنگی ایران است که مهم‌ترین مرجع تحقیق در باره جغرافیای گیاهی ایران به شمار می‌رود.

دریافت مدال طلای اینشتین و جایزه سازمان یونسکو، مدال طلای جشنواره خوارزمی، انتخاب کتاب کورموفیت‌های ایران وی به‌عنوان کتاب سال در دوره سیزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از سوی وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی، برخی از افتخارات این چهره ماندگار علمی است.

قهرمان در سال 1307 در بابل به دنیا آمد و پس از 80 سال عمر پرثمر علمی با زندگی وداع کرد و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 22:36  توسط   | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل