|
|
|
|
|
رییس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه استان تهران از کاهش 20 درصدی تولید گل و گیاه در سال جاری خبر داد و گفت: در صورت آماده بودن شرایط صادرات و صنعتی شدن گلخانهها، ایران توانایی تامین گل و گیاه کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای میانه را دارد. غلامحسین سلطانمحمدی اظهار کرد: سال گذشته حدود یک میلیارد و 300 میلیون شاخه گل تولید شد اما امسال با کاهش 20 درصدی مواجه شده و به حدود یک میلیارد شاخه رسیده است. وی افزود: به صرفه نبودن تولید گل و گیاه برای برخی تولیدکنندگان به دلیل چند برابر شدن هزینههای تولید مانند نهادههای وارداتی، صنعتی نبودن اکثر گلخانههای کشور و ... از دلایل کاهش تولید گل و گیاه نسبت به سال گذشته بوده است. رییس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه استان تهران گفت: گرچه افزایش نرخ ارز انگیزه تولیدکنندگان را بالا برد اما از آنجاکه گلخانههای کشور غالبا سنتی بوده و هزینههای زیادی را به تولیدکنندگان تحمیل میکند، تولید گل و گیاه کاهش یافته است. سلطانمحمدی افزود: سالانه بیش از یک میلیارد شاخه گل و گیاه در 8000 هکتار از اراضی کشور تولید میشود که حدود 20 درصد آن در گلخانههای صنعتی، 20 درصد در گلخانههای نیمهصنعتی و 40 درصد در گلخانههای سنتی تولید میشود. همچنین 20 درصد دیگر از تولیدات گل و گیاه خارج از گلخانه صورت میگیرد. وی تاکید کرد: در صورت توجه بیشتر به صنعتی شدن گلخانهها و تولید صنعتی گل و گیاه در کشور و تسهیل در صادرات از طریق حمل و نقل هوایی، ایران میتواند بازار گل و گیاه منطقه را در اختیار داشته باشد و نیاز کشورهای همسایه را تامین کند. رییس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه استان تهران تصریح کرد: در حال حاضر مشکلی برای صادرات گل و گیاه وجود ندارد و صادرات به کشورهای بلوک شرق، باکو، قرقیزستان، عراق و ... انجام میشود. سلطانمحمدی افزود: بیشترین گل صادراتی ایرانی رز، مریم و گلایل بوده و پس از آن آنتریوم، آلسترومریا، شیپوری، ژربرا، میخک و ... در رتبههای بعدی قرار دارند. همچنین برخی از گونههای گیاهی نیز مانند گل پامچال، شمعدانی، لاله و سنبل دیگر محمولههای صادراتی را شامل میشوند. منبع : خبرگزاری ایسنا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 23:37 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
امشـب، همیــــטּ حَـوالــــ‗__‗ــــــے روزگارا: |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 15:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
پیامبر اکرم (ص): - تقوای کامل آن است که آنچه را نمیدانی یاد بگیری و به آنچه میدانی عمل کنی. - دعایی که غایبی برای غایبی دیگر کند از همه دعاها زودتر مستجاب میشود.
بعثت رسول عشق و مهربانی مبارک |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 9:16 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
«حمد و سپاس خدايي را سزاست که تير حتمي قضايش را هيچ سپري نميشکند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نميدارد و هيچ آفريدهاي به پاي شباهت مخلوقات او نميرسد. …جهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من، تو را باز نداشت از اينکه راهنماييام کني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خشنودي توست. پس هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتي؛ هرچه از تو خواستم، عنايتم فرمودي؛ هرگاه اطاعتت کردم، قدرداني و تشکر کردي؛ و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهايم افزودي؛ و اينها همه چيست؟ جز نعمت تمام و کمال و احسان بيپايان تو!؟ … من کدام يک از نعمتهاي تو را ميتوانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر بسپارم؟ … خدايا! الطاف خفيهات و مهربانيهاي پنهانيات بيشتر و پيشتر از نعمتهاي آشکار توست. …خدايا ! من را آزرمناک خويش قرار ده آنسان که انگار ميبينمت. من را آنگونه حيامند کن که گويي حضور عزيزت را احساس ميکنم. خدايا! من را با تقواي خودت سعادتمند گردان و با مرکب نافرمانيات به وادي شقاوت و بدبختيام مکشان. در قضايت خيرم را بخواه و قدرت برکاتت را بر من فروريز تا آنجا که تأخير را در تعجيلهاي تو و تعجيل را در تأخيرهاي تو نپسندم. آنچه را که پيش مياندازي دلم هواي تاخيرش را نکند و آنچه را که بازپس مينهي من را به شکوه و گلايه نکشاند. …پروردگار من! … من را از هول و هراسهاي دنيا و غم و اندوههاي آخرت، رهايي ببخش و من را از شر آنان که در زمين ستم ميکنند در امان بدار. …خدايا! به که واگذارم ميکني؟ به سوي که ميفرستيام؟ به سوي آشنايان و نزديکان؟ تا از من ببرند و روي بگردانند؛ يا به سوي غريبان و غريبهگان تا گره در ابرو بيافکنند و مرا از خويش برانند؟ يا به سوي آنان که ضعف مرا ميخواهند و خواريام را طلب ميکنند؟ … من به سوي ديگران دست دراز کنم؟ در حالي که خداي من تويي و تويي کارساز و زمامدار من. …اي توشه و توان سختيهايم! اي همدم تنهاييهايم! اي فريادرس غمها و غصههايم! اي ولي نعمتهايم! …اي پشت و پناهم در هجوم بيرحم مشکلات! اي مونس و مأمن و ياورم در کنج عزلت و تنهايي و بيکسي! اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگي! اي کسي که هر چه دارم از توست و از کرامت بيانتهاي تو! …تو پناهگاه مني؛ تو کهف مني؛ تو مأمن مني؛ وقتي که راهها و مذهبها با همه فراخيشان مرا به عجز ميکشانند و زمين با همه وسعتش، بر من تنگي ميکند، و… …اگر نبود رحمت تو، بيترديد من از هلاکشدگان بودم و اگر نبود محبت تو، بيشک سقوط و نابودي تنها پيشروي من ميشد. …اي زنده! اي معناي حيات؛ زماني که هيچ زندهاي در وجود نبوده است. …اي آنکه: با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد و من با بديها و عصيانم، در مقابلش ظاهر شدم. …اي آنکه: در بيماري خواندمش و شفايم داد؛ در جهل خواندمش و شناختم عنايت کرد؛ در تنهايي صدايش کردم و جمعيتم بخشيد؛ در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند؛ در فقر خواستمش و غنايم بخشيد؛ …من آنم که بدي کردم من آنم که گناه کردم من آنم که به بدي همت گماشتم من آنم که در جهالت غوطهور شدم من آنم که غفلت کردم من آنم که پيمان بستم و شکستم من آنم که بدعهدي کردم … و … اکنون بازگشتهام. بازآمدهام با کولهباري از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر اي خداي من! ببخش اي آنکه گناه بندگان به او زيان نميرساند اي آنکه از طاعت خلايق بينياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام کارهاي خوب توفيق ميدهد. …معبود من! اينک من پيش روي توأم و در ميان دستهاي تو. آقاي من! بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقير. نه عذري دارم که بياورم نه تواني که ياري بطلبم، نه ريسماني که بدان بياويزم و نه دليل و برهاني که بدان متوسل شوم. چه ميتوانم بکنم؟ وقتي که اين کولهبار زشتي و گناه با من است!؟ انکار!؟ چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعي دارد وقتي که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کردهام گواهي ميدهند؟ …خداي من! خواندمت، پاسخم گفتي؛ از تو خواستم، عطايم کردي؛ به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛ به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛ به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛ خدايا! از خيمهگاه رحمتت بيرونمان نکن. از آستان مهرت نوميدمان مساز. آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان. از درگاه خويشت ما را مران. …اي خداي مهربان! بر من روزي حلالت را وسعت ببخش و جسم و دينم را سلامت بدار و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل کن و از آتش جهنم رهايم ساز. …خداي من! اگر آنچه از تو خواستهام، عنايت فرمايي، محروميت از غير از آن، زيان ندارد و اگر عطا نکني هرچه عطا جز آن منفعت ندارد. يا رب! يا رب! يا رب! …خداي من! اين منم و پستي و فرومايگيام و اين تويي با بزرگي و کرامتت از من اين ميسزد و از تو آن … …چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني. …خداي من! تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم! تو چقدر درگذرنده و بخشندهاي با اين همه کار بد که من ميکنم و اين همه زشتي کردار که من دارم. …خداي من! تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصلهاي که من از تو گرفتهام. …تو که اين قدر دلسوز مني! … …خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟ تو کي غايب بودهاي که حضورت نشانه بخواهد؟ تو کي پنهان بودهاي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟ …کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند. کور باد نگاهي که ديدهباني نگاه تو را درنيابد. بسته باد پنجرهاي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود. و زيانکار باد سوداي بندهاي که از عشق تو نصيب ندارد. …خداي من! مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهاييام بخش. …خداي من! چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني! چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيهگاه مني! اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کردهاي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده…. يا رب! يا رب! يا رب!». |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 23:24 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گداصفتی کیمیاگری داند وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند بباختم دل دیوانه و ندانستم که آدمی بچهای شیوه پری داند هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند مدار نقطه بینش ز خال توست مرا که قدر گوهر یک دانه جوهری داند به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد جهان بگیرد اگر دادگستری داند ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۲ساعت 17:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست، درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش" تکیه کلام پیریت نشود چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو، و مهربانی با سنگدل ... مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ... اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ... ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم فریب مشابهت روز و شب*ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی*شود ... یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ... زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است. گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد. به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟" مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ... هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ... در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ... هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی، چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟ هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت. اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ... از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری*ها، اسفندی ها چـون بهتـرین هستند سه نفر را هرگز نرنجون : اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها چـون صادق هستند سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن : شهریوری* ها، آذری* ها، آبانی ها چـون به درد دلت گوش میدهند سه نفر رو هرگز از دست نده : مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها چـون دوست ِ واقعی هستند زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی، بدان که خدا می خواهد تصویری زیبا از تو بسازد. نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛ بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! بعد از چند روز به دوستی بعد از چند ماه به همکاری بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم ! دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم. او که یگانه است و شایسته |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ساعت 14:59 توسط
|
|
||