|
|
|
|
|
این روزها زیاد میگویند که احساسات مرده است؛هر روز در گوشهای از جهان خبر حادثهای میآید که کسی باور نمیکند فرزندی در حق پدر و مادرش انجام داده یا برای بچهای سرنوشتی تلخ از سوی خانوادهاش رقم زده شده باشد. یک بچه ۲ ساله در چین اما این روزها به خاطر عشق به مادرش نظر همه رسانهها را جلب کرده است. پسر بچهای که برای مادرش،مادری میکند. به گزارش ایران-ایران به نقل از مهر: ژانگ رونگسیانگ،در سال ۲۰۱۰ دچار یک تصادف شدید شد؛ تصادفی که فلج شدن و به کما رفتن او را رقم زد. وقتی مردم این زن جوان را به بیمارستان رساندند پزشکان متوجه شدند که او باردار است. آزمایشها نشان داد بچه آسیبی ندیده است اما برای به دنیا آمدنش همزمان نیاز بود. ژائو دجین،همسر این زن ۵ ماه از او در خانه مراقبت کرد تا پزشکان توانستند با عمل سزارین پسر این خانواده را در سال ۲۰۱۱ به دنیا آورند؛ پسری که نامش کینبائو گذاشته شد. این پسر همیشه در کنار مادرش بود که همچنان در کما به سر میبرد و پزشکان از بهبودش قطع امید کرده بودند. یک روز اما در ماه می امسال صدای کینبائو و طنین حرفهایش،مادر را از کما بیرون آورد و ژانگ یک بار دیگر چشمهایش را باز کرد.
پزشکان میگویند تنها صدای فرزند بوده که باعث شده مادر به زندگی بازگردد و بخواهد دنیا را بار دیگر برای او ببیند. ژانگ رونگسیانگ با وجود بیرون آمدن از کما اما فلج است و نمیتواند از جایش تکان بخورد. پسر ۲ ساله این خانواده فقیر اما آنقدر بزرگ است که برای مادرش،مادری کند. کینبائو میداند که مادرش با ناتوانی از جویدن غذا دیگر علاقهای به غذاهای بیمارستانی و مایعات ندارد. به همین خاطر او هر روز غذاها را میجود و دهان به دهان به مادرش میدهد تا او را با طعمی جدید خوشحال کند.
کینبائو با ۲ سال سن حالا کارش هر روز مراقبت از مادرش و خنداندن او با مزهبازیهایش است تا امید را در او زنده نگه دارد. او میداند که با وجود فلج بودن مادرش به او بازگشته است؛پسر ۲ ساله مادری را تمام کرده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 15:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
چون ما را با درد به دنيا میآورد و بلافاصله با لبخند میپذیرد چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند، پشت دستشان میریزند چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق میریزند چون وقتی توی میهمانی خجالت میکشیم و توی گوششان میگوییم سیب می خوام، با صدای بلند میگویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی میکند و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا میکنند چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته، بعد از يك تشر خودش هم پا به پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم چون وسط سریالهای ملودرام گریه میکنند چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند
به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه میکند و نذر می کند و پوتینهایمان را در هر مرخصی واکس میزند چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور میکنیم شاخ غول شکاندهایم چون موقعی که عینک میزند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد: اين عينك منو نديدين؟ چون هیچوقت یادشان نمیرود که از کدام غذا بدمان میآید و عاشق كدام غذاييم، حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و
قرار است ناهار را با هم بخوریم چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه: بخشش از بزرگانه چون مادرند! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 15:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مهر در پایان است. نکند مهر تو با تقویم است. من ز تقویم دلت باخبرم. همه ماهش مهر است. همه روزش احساس. زنده باشی ای دوست. عزتت افزون باد همه روزت زیبا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ساعت 19:41 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آرزویم برایت اینست:
در میان مردمی که میدوند برای"زنده بودن"،
آرام قدم برداری برای "زندگی کردن".
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تو را تشخیص دهد:
اندوه پنهان شده در لبخندت را ،
عشق پنهان شده در عصبانیتت را و
معنای حقیقی در سکوتت را.
20 مهر ماه، روز" بخشایش و دوستی" بود
بهترین دوستمان را به یادآوریم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ساعت 10:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
همایش ملی مباحث نوین در کشاورزی تهران اسفند ۹۲ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 17:8 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
پژوهشگران ناسا با هدف بهبود کیفیت زندگی فضانوردان در ایستگاه های فضایی بین المللی، گیاهان خانگی مختلف را در معرض مواد شیمیایی قرار داده و توانایی آنها را بر ای حذف آلودگی هوا بررسی کردند. طی تحقیقات دو ساله ناسا، فهرستی از گیاهان خانگی با توانایی تصفیه هوا و حذف آلاینده های سمی از محیط منزل و محیط کار تهیه شد. پژوهشگران در این مطالعه از مواد شیمیایی تری کلرواتیلن، بنزن و فرمالدئید استفاده کردند.این مواد سرطان زا بوده و قرار گرفتن این افراد در معرض این مواد باعث سردرد، حالت تهوع، مشکلات پوستی و بروز آسم می شود.این مواد در تولید محصولات مختلفی مانند رنگ، جوهر، چسب، پلاستیک، فرش، فوم و مواد ضد حریق مورد استفاده قرار گرفته و براحتی در هوا منتشر می شوند. در برخی موارد سطح ترکیبات آلی فرار در هوای یک ساختمان به قدری بالاست که باعث بروز مشکلات جدی برای ساکنان یا کارمندان حاضر در محیط می شود که این بیماری به نام «سندرم بیماری ساختمان» شهرت دارد. نتایج بدست آمده نشان می دهد برخی گیاهان خانگی قادر به تصفیه و حذف چشمگیر آلاینده های سمی هستند، بطوری که تنها در مدت 24 ساعت می توانند تا 90 درصد مواد سمی موجود در هوا را به خود جذب کنند. گیاهان مواد شیمیایی خطرناک در هوا را از طریق حفره های نازک بر روی برگ ها جذب می کنند. ریشه ها و باکتری های موجود در خاک نیز در حذف مواد سمی دخالت دارند. بر اساس تحقیقات ناسا، یک گیاه در فضای 9 متر مربع خانه یا محل کار دارای اثر بخشی مناسب در پاکسازی و تصفیه هوا می باشد. در این فهرست گیاهانی همچون فیلودندرون، پوتوس ابلق، آگلونما، سرخس بوستون، فیکوس، بنجامین، ژربرا، کلرو فیتوم، بامبو، پیچک انگلیسی و سانسوریا قرار دارند.منبع:نشریه باغدار |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 16:8 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
. . . .
غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ...
خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت...
ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ...
دست بی رحمی آمد نزدیک ...گل سراسیمه ز وحشت افسرد ...
لیک آن خار در آن دست خلید ... و گل از مرگ رهید ...
صبح فردا که رسید ... خار با شبنمی از خواب پرید ...
گل صمیمانه به او گفت : سلام ...
زندگي با همه وسعت خويش ، محفل ساكت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست زندگي جنبش و جاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داند. زندگي چون گل |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ساعت 19:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شايد من ضعيف تر از تو باشم، ولي خداي من قطعا از تو قوي تره!
![]() فقط دعا كنيد پدرم شهيد بشه! خشكم زد. گفتم دخترم اين چه دعاييه؟
گفت:آخه بابام موجيه!
گفتم خوب انشاالله خوب ميشه، چرادعاكنم شهيد بشه؟
آخه هروقت موج ميگيردش و حال خودشو نميفهمه شروع ميكنه منو
و مادر و برادر رو كتك ميزنه! ، امامشكل ما اين نيست!
گفتم: دخترم پس مشكل چيه؟
گفت: بعداينكه حالش خوب ميشه ومتوجه ميشه چه كاري كرده.شروع
ميكنه دست و پاهاي همهمون را ماچ ميكنه و معذرت خواهي ميكنه.
حاجي ما طاقت نداريم شرمندگي پدرمون را ببينيم.
حاجي دعاكنيد پدرم شهيد بشه!
بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم "تـــــو" بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .! امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه هــیـــچ کــس بـــرای مـن "تـــــــو" نـــمــی شـــود. . . . ! ![]()
کمي عوض شدم؛
ديريست از خداحافظي ها غمگين نميشوم؛
به کسي تکيه نميکنم .؛ از کسي انتظار محبت ندارم؛
خودم بوسه ميزنم بر دستانم ؛
سر به زانو هايم ميگذارم و سنگ صبور خودم ميشوم...
چقدر بزرگ شدم يک شبه !!!
چقدر عوض شدم بعد از عمل جراحی !
تلخ ترين خريد دنيا،خريد عصا براي پدرم بود ...
![]() دندانم شكست . . .
براي شن ريزه اي كه درغذايم بود. . . دردكشيدم . . . نه براي دندانم . . . براي كــم شدن ســوي چشمان مادرم . . ! ![]() دلتنگم،
مثل مادر بي سوادي
که دلش هواي بچه اش را کرده
ولي بلد نيست شماره اش را بگيره
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:14 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
The 1st International Conference on New Ideas in Agriculture 26-27 Jan. 2014, Isfahan, Iran Important Date
fullpaper submission dedline 22 oct 2013
Send for arbitration 23 oct 2013 arbitration result annovncment 28 oct 2013 Registration deadline 11 nov 2013 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ساعت 12:46 توسط
|
|
||