|
|
|
|
|
1) چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟ 2) اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت 3) ...خداي من! خواندمت، پاسخم گفتي؛ از تو خواستم، عطايم کردي؛ به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛ به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛ به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛ خدايا! از خيمهگاه رحمتت بيرونمان نکن. از آستان مهرت نوميدمان مساز. آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان. از درگاه خويشت ما را مران. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۴ساعت 21:8 توسط
|
|
||