سلام خوش آمدید  "چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟"

تولّدش، ميلاد شور و شوق است، وجودش، خورشيد عصر انتظار

***..................................................................***

كلاس اول كه بوديم مي گفتند آن مرد در باران آمد...

 

بزرگتر كه شديم فهميديم تا آن مرد نيايد باران نمي آيد.

 

** به اميد آمدنش**

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 19:4  توسط   | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل