|
|
|
|
|
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوحانه پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد دروغ حيلــــه گـــرانه لباسهاي او را پوشيد و رفت از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 22:49 توسط
|
|
||