سلام خوش آمدید  "چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟"
شخصی نزد همسایهاش رفت و گفت:
 گوش کن! میخواهم چیزی برایت تعریف کنم.
دوستی به تازگی در مورد تو میگفت...
 همسایه حرف او را قطع کرد و گفت:
 قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یانه؟
- کدام سه صافی؟
- اول از میان صافی واقعیت. آیامطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟
- نه. من فقط آن را شنیدهام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.
- سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از میان
صافی دوم یعنی خوشحالی  گذراندهای؟
 مسلما چیزی که میخواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالیام می شود.
- دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
- بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمی
کند،
حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است.
آیا چیزی که میخواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم می خورد؟
- نه، به هیچ وجه!
همسایه گفت: پس اگر این حرف
نه واقعیت دارد
نه خوشحال کننده است
و نه مفید
آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 23:55  توسط   | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل