|
|
|
|
|
از مرتضی بخشایش برای ناصر حجازی
بعد تو ما یک دفعه هم نبردیم دروازه بی تو، دیگه دروازه نیست بی تو از «آبی»... دیگه آوازه نیست این همه توپ و این همه ولوله یه مَرده که: «محبوب هر چی دله» واستا با این بازیا آسون نمیر این آخرین پنالتیارم بگیر هرچی ستاره بود تمومو بردن شیرجه بزن! تا بازیو نبردن این همه مردم کُری با تو خوندن چشما به دستات، توی سرما موندن این همه روزنامه و تیتر اول با هر کی غیر «آبی»... عشقِ کل کل... بازیو پس بگیر از این هوچیا چشماتو واکن به تماشاچیا اگه بری بدجوری گل می خوریم توی همین نیمه یهو می بُریم دروازه خالیه یه همتی کن بیا و باز قبول زحمتی کن واستا با این بازیا آسون نمیر این آخرین پنالتیارم بگیر
"هرگز جلوي كسي غير از خدا سر خم نمي كنم اگر سقف آسمان كوتاه تر از قامتم باشد " |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:29 توسط
|
|
||