|
|
|
|
|
پرانتز باز...
می نویسم پرنده پرانتز را نمی بندم بگذار پرنده آزاد باشد.
خدایا،آمده ام تا در سایه مهد تو خستگی را از خود برهانم و کوله بار سنگین گناهانم را بزمین بگذارم.
الهی : نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم، چو گدا بر سر راهی کس بغیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی باز کن در، که جز این خانه مرا نیست پناهی
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ساعت 14:36 توسط
|
|
||