سلام خوش آمدید  "چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟"
چتر ها را بايد بست

زير باران بايد رفت.

فكر را ، خاطره را زير باران بايد برد .

با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت .

دوست را ، زير باران بايد ديد .

عشق را زير باران بايد جست .

  زير باران بايد چيز نوشت، نيلوفر كاشت.

زندگي تر شدن پي در پي ،

زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.


رخت ها را بكنيم:

آب در يك قدمي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۵ساعت 19:24  توسط   | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل