سلام خوش آمدید  "چگونه نااميد شوم، وقتي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني؟"

خانه ی دوست کجاست؟
چه کسی می پرسید؟


خانه دوست زمانی ته پس کوچه ی تنهائی بود
با دری باز و یک پنجره ی رو به خدا
باغچه ای داشت پر از اطلسی همدردی
بوی عطر دل پاک، همه جا حس می شد
تک درخت ته باغ، پر زبرگ دل خویش
که به آهنگ نسیم سحری می رقصید
ولی امروز دگر خانه تهی ست

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ساعت 7:39  توسط   | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل