|
|
|
|
|
ای معلم قاطی ام من آب و نان را ول کنید تشنه آباديام من آب ونان را ول كنيد
هر قدر نان داد بابا حوض ذوقم پر نشد درس خواني ناسيام من آب ونان را ول كنيد باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه غرق چكه بازيام من آب و نان را ول كنيد دستهايم زير چوب كينهات بي طاقتند بي كس و بي حاميام من آب ونان را ول كنيد اين غزل هم طعم تلخي ميدهد تقصير توست جيره خوار جاميام من آب ونان را ول كنيد شعر از بهنام صداقت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۸۴ساعت 21:57 توسط
|
|
||