|
|
|
|||||||
|
آب يكي از اجزاء تشكيل دهنده گياه : (برای ذخیره کردن کامل مطلب اینجا را کلیک کنید) در بين همه موادي كه براي ادامه حيات گياهان لازم است, آب از نظر مقدار بيش از ساير مواد ميباشد. بطوريكه آب در سراسر پيكره گياه، از خاك اطراف ريشه تا بخار آب اتاقك زير روزنه موجود ميباشد. در گياه هر يك از سلولهاي در حال رشد بوسيله آب احاطه شده اند و آب فراوانترين ملكول موجود در سلولهاي فعال و در حال رشد گياهان ميباشد. سرعت رشد گياهان عالي نسبت به مقدار آب بسيار حساس است و در مقايسه با ساير عوامل محيطي، نسبت به كمبود آب در خاك، خيلي سريع تر عكس العمل نشان ميدهد. مقدار آب قابل استفاده در خاك براي گياهان و مقدار بخار آب موجود در هوا از مهمترين عوامل بيولوژيكي و اكولوژيكي توزيع و پراكنش گونههاي گياهي در دنيا ميباشد. بيش از هشتاد درصد وزن تر اكثر سلولها را آب تشكيل ميدهد و مقدار آب در سلولهاي در حال رشد ممكن است 90 درصد و يا بيشتر باشد, ولي ممكن است مقدار آب در دانههاي راكد (در بذرها و شكوفهها) ده درصد يا كمتر باشد. وظايف و عملكرد آب در گياه : 1-آب جزء عمده و تشكيل دهنده پروتوپلاسم است . 2- آب حلالي است كه مواد غذايي معدني در آن حل شده و وارد گياه ميشود. همچنين آب حلالي است كه به وسيله آن مواد معدني از يك محل در داخل يك سلول به محل ديگر در همان سلول و يا از سلولي به سلول ديگر و نهايتا از بافتي به بافت ديگر منتقل ميشود. 3- آب محيطي است كه در آن بسياري از واكنشهاي متابوليكي انجام ميشود. 4- آب يك ماده واكنش دهنده در بسياري از واكنشهاي متابوليكي مانند برخي از واكنشهاي چرخه كربس است. 5- در فتوسنتز اتم هيدروژن آب وارد تركيبات آلي ميشود و اتم اكسيژن آب بصورت O2 آزاد ميگردد. 6- آب سبب تورم و آماس (Turgidity) سلولهاي در حال رشد ميشود كه همين امر باعث ايجاد شكل و ساختمان آنها ميشود. درحقيقت آب را ميتوان به عنوان ماده اي كه سبب حمايت مكانيكي و تورم سلولهاي ليگنيني نشده ميشود به حساب آورد. 7- ورود و خروج آب از سلولها و بافتها سبب انجام حركات گوناگون در بخشها (سلولها و بافتها) و اندامهاي گياه ميشود. مانند باز و بسته شدن سلولهاي روزنه در اثر تورم و يا چروكيدن سلولهاي محافظ روزنه. 8- مرحله رشد طولي سلولها به جذب آب نياز مبرم دارد. 9- آب يك محصول نهايي مرحله تنفس است. 10- آب بيش از هر ماده ديگري توسط گياهان جذب و دفع ميشود. دفع آب در گياهان بيشتر به صورت بخار ميباشد. مولكول آب ( H 2 O) .. H پيوند كووالان: به اشتراك گذاشتن هر يك الكترون توسط يك اتم براي تشكيل پيوند ميباشد. پيوندهاي كووالان بسيار قوي هستند و به همين دليل مولكول آب خيلي پايدار است. در شكل فضايي آب بصورت خاصي ديده ميشود كه اندازه مولكول آب از يك لبه تا لبه ديگر آن حدود 25/0 نانومتر است و اين ملكول چون دقيقا" كروي نيست به اين اندازه,” قطر ظاهري ملكول آب” ميگويند. هستهH و O در ملكول آب آرايش نا متقارن دارند و زاويه بين خطوطي كه هستههاي هيدروژن را به هسته اكسيژن ارتباط ميدهد 5/104 درجه ميباشد. هسته اتم اكسيژن در مولكول آب داراي تمايل بيشتري به الكترون ميباشد تا هسته هيدروژن(الكترون دوست است )،كه همين امر باعث ايجاد ميدان نيروي الكتريكي قطبي در اطراف ملكول آب گرديده است. آن طرف از مولكول آب كه اكسيژن قرار دارد منفي تر از قسمتي است كه Hها قرار گرفته اند، كه اين حالت باعث دو قطبي شدن ( Dipole) ملكول آب گرديده است. دو بار الكتروني ناشي از دو جفت الكترون غيرپيوندي اكسيژن در مولكول آب باعث ايجاد فرم چهار وجهي براي مولكول آب شده است. مولكول دوقطبي آب پيوند هيدروژني در مولكولهاي آب نوعي پيوند به نام پيوند هيدروژني وجود دارد. اين نوع پيوند بعلت جذب اتم H توسط عناصر الكترونگاتيو يعني N وO بوجود ميآيد مثل ملكول آب.
- قدرت پيوند هيدروژني خيلي كمتر از پيوند كووالان است و شايد حدود يك بيستم آن باشد. به علت دو قطبي بودن ملكول آب، طرف مثبت آن به طرف بارهاي منفي و طرف منفي آن به طرف بارهاي مثبت جذب ميشوند. بنابراين ملكولهاي آب كه در مجاورت يك يون در آب احاطه شده اند بوسيله يون مزبور جذب ميشوند. به اين ترتيب يك يون واقع در محلول, در اطراف خود تعداد زيادي ملكول آب دارد. حضور تعداد زيادي مولكول آب در اطراف يونها به طور خلاصه، ماهيت دو قطبي مولكول آب و توانايي آن در ايجاد پيوند هيدروژني مبين واكنش و اثر متقابل مولكولهاي آب نسبت به يكديگر و نسبت به ساير مولكولها و يونهاي موجود در مجاورت آنها ميباشد. مولكولهاي آب در حالت جامد (يخ ) به صورت يك ساختمان شبكهاي داراي پيوند هيدروژني قرار ميگيرند. هر اتم اكسيژن توسط اتمهاي مجاور در يك ساختمان چهار وجهي احاطه ميشود. به طوري كه اتمهاي O در حلقههاي داراي 6 اتم اكسيژن((O قرار ميگيرند. لايههاي اين حلقهها يك شبكه سه بعدي تشكيل ميدهد كه ساختمان اين شبكه باز است. زيرا ناحيه داخل هر يك از اين حلقهها به اندازه كافي بزرگ است كه مولكول ديگر آب را در آن جاي دهد، ولي در واقع اين عمل انجام نميشود. آب در حالت مايع نيز داراي يك ساختمان گسترده، همانند حالت جامد ميباشد ولي عقيده بر اين است كه در حالت مايع عمر آن كوتاه است و در هر لحظه حدود نيمياز مولكولهاي آب در حالت مايع داراي شبكه مشابه حالت يخ ميباشند. ساختمان شبكه اي مولكولهاي آب با سرعت بي نهايت زياد (چند بيليون بار در ثانيه) تشكيل و سپس متلاشي ميشود. خواص فيزيكوشيميايي آب آب ماده اي بي رنگ, بي بو, بي مزه و شديدا" غير قابل تراكم و فشردگي است و داراي خواص بيمانندي ميباشد. يكي از خواص مهم آب نحوه يخ زدن آن است. آب زماني كه يخ ميزند منبسط ميشود در حالي كه تقريبا همه مواد ديگر به هنگام سرد شدن منقبض ميشوند. حجم يك قطعه يخ با وزن معين, 9 درصد بيشتر از حجم آب مايع هم وزن ميباشد. بنابراين يخ تراكم كمتري نسبت به آب مايع دارد و به همين دليل يخ در داخل آب بصورت شناور قرار ميگيرد كه علت اين امر همان ساختمان باز موجود در ملكولهاي آب در يخ ميباشد. موقعي كه يخ ذوب ميشود ساختمان شبكهاي آن تا اندازه اي متلاشي ميشود و مولكولهاي آب قسمتي از فضاهاي خالي را اشغال مينمايند. يكي ديگر از خواص بي مانند آب همان نقطه جوش و نقطه نهان تبخير زياد آب ميباشد. در مقايسه با ساير مواد هيدروژن دار با وزن مولكولي مشابه ( مانند متان با وزن ملكولي M=16 , آمونياك با وزن ملكوليNH3 = 17 , H2S = 34 ) ديده ميشود كه آب با M =18 داراي نقطه جوش و نهان تبخير زيادتري است. مثلا نقطه جوش سولفيد هيدروژن كه از نظر جرم ملكولي از ملكول آب سنگين تر است 62- درجه سانتيگراد و گرماي تبخير آن 132 كالري در گرم در نقطه جوش آن است. اين اختلاف موجود بين آب و ساير مواد بخاطر وجود پيوند هيدروژني در ملكول آب ميباشد. بطوريكه آب در صد درجه سانتيگراد به جوش ميآيد و گرماي نهان تبخير آن از 540 كالري در گرم در دماي 100 درجه سانتيگراد تا 580 كالري در گرم در دماي 25 درجه سانتيگراد متغير است. (580-540 كالري انرژي لازم است تا يك گرم آب تبخير شود). ü يك نتيجه گرماي تبخير زياد آب, همان اثر خنك كنندگي آن در زمان تبخير ميباشد. هنگاميكه آب بر اثرتعرق از سطح يك برگ تبخير ميشود مقداري انرژي گرمايي از سطح برگ ميگيرد و در نتيجه حرارت برگ كاهش پيدا ميكند . ü يكي ديگر از خواص بيمانند آب توانايي آب در جذب گرماست كه با دريافت گرماي زياد دماي آن به مقدار كميافزايش پيدا ميكند، يعني گرماي ويژه آب زياد است (براي افزايش دماي يك گرم آب به اندازه 1 درجه سانتيگراد حرارت بيشتري نسبت به افزايش دماي هر ماده ديگر به اندازه يك درجه سانتيگراد لازم ميباشد). اين مقدار گرما يعني مقدار گرمايي كه لازم است تا درجه حرارت يك گرم از يك ماده يك درجه سانتيگراد بالا برود يعني از 15 به 16 درجه برسد گرماي ويژه (Specific Heat) ناميده ميشود. گرماي ويژه آب حدود چهار مرتبه از گرماي ويژه هوا بيشتر است. اين امر نيز به خاطر وجود پيوندهاي هيدروژني در آب ميباشد. گرماي ويژه زياد آب موجب ثبات نسبي درجه حرارت داخل گياهان ميشود. ü خاصيت مهم ديگر آب چسبيدن ملكولهاي آب در مايع به يكديگر ميباشد كه اين خاصيت را كوهيژن يا كوهيزيون (Cohesion) ميگويند,كه مبين كشش سطحي آب است. ملكولهاي آب در سطح مايع با شدت بيشتري توسط ملكولهاي ديگر آب جذب ميشوند كه همين امر سبب ميشود جبهه مايع – هو ا در سطح آب بوجود بيايد كه به اين حالت كشش سطحي گفته ميشود. ü چون ملكولهاي آب توسط پيوندهاي هيدروژن به يكديگر جذب ميشوند, لذا آب داراي كشش سطحي زيادتري نسبت به ساير مايعات است. نه تنها مولكولهاي آب توسط پيوندهاي هيدروژني به يكديگر جذب ميشوند, بلكه اين مولكولها به مولكولهاي ساير مواد كه داراي تعداد زيادي اتم N وO هستند (مانند چوب, سلولز, رس, خاك و پروتئين) جذب ميشوند كه به اين حالت دگرچسبي يا آدهيزيون=آدهيژن (Adhesion) ميگويند. اين دو خاصيت (همچسبي و دگرچسبي) بستگي به توانايي ملكولهاي آب در تشكيل پيوندهاي هيدروژني دارد. كشش سطحي زياد و خاصيت دگرچسبي آب موجب حركت آن در لولههاي موئينه ميشود. مثال ساده در اين باره همان بالا رفتن آب در لوله موئينه ميباشد كه داخل ظرف پر آب قرار ميگيرد. ü يك خاصيت بي نظير ديگر آب توانايي آن در حل كردن مقادير زيادي از مواد مختلف ميباشد كه اين تواناييها نسبت به ساير مواد قابل توجه ميباشد. خاصيت حلال بودن آب به سه صورت ديده ميشود : الف)حلاليت موادي كه در آب يونيزه ميشوند مانند گلوگز و ساكاروز بستگي به پيوندهاي هيدروژني دارد كه آب با اين مواد تشكيل ميدهد. ب) حلاليت موادي كه در آب يونيزه نميشوند بخاطر خاصيت دو قطبي آب ميباشد مثل NaCl. ج . در نوع سوم عمل حلال, مواد غيرقطبي مانند هيدروكربنها در آب حل ميشوند ولي اين مواد به ميزان كميدر آب بصورت محلول در ميآيند چون بين اين مواد و ملكولهاي آب نيروي جذب كننده قوي وجود ندارد و آب با اين مواد بوسيله نيروهاي واندروالس بهم متصل ميشود. يكي ديگر از خواص آب اين است كه تشعشات خورشيدي تاثير كميبر روي آب موجود در گياهان دارد. آب در مقابل اشعه ماوراءبنفش، مادون قرمز و نور مرئي واكنش ضعيفي نشان ميدهد درحاليكه اشعه آلفا, ايكس, گاما و بتا كه انرژي زيادي دارند باعث واكنش شديد آب ميشوند. علاوه بر خواص فيزيكي آب خواص شيميايي آن نيز حائز اهميت است بطوريكه آب ميتواند با مواد متابوليكي مختلف مانند استرهاي آلي, پپتيدها و پليساكاريدها واكنش دهد. همچنين آب ميتواند به يونهاي+H و-OH تبديل شده و بر روي واكنشهاي شيميايي اثر بگذارد علاوه بر اينها خواص شيمايي ديگر آب نيز در زندگي گياهان موثر هستند. پتانسيل شيميايي آب پتانسيل شيميايي يك ماده در يك سيستم عبارت است از انرژي آزاد يك مول از آن (1023×6 ملكول) كه در اين تعريف, انرژي آزاد همان حداكثركار مفيد لازم براي انتقال ماده از يك ناحيه به ناحيه ديگر در حرارت و فشار خارجي ثابت است.
بهترين طريقه براي نشان دادن تمايل به فرار مواد مختلف يعني تمايل آن ماده به حركت خود بخود از يك ناحيه به ناحيه ديگر عبارتست از: اختلاف پتانسيل شيميايي موجود در دو ناحيه. اگر بين دو ناحيه اختلاف پتانسيل آب وجود داشته باشد آب از يك ناحيه به ناحيه ديگر حركت ميكند, بهشرطيكه دو ناحيه توسط يك غشاء غيرقابل نفوذ از هم جدا نشده باشند. جهت حركت در اين انتقال خود به خود از ناحيه با پتانسيل شيميايي آب بيشتر به ناحيه با پتانسيل شيميايي آب كمترخواهد بود. بعلاوه اختلاف پتانسيل شيميايي بين دو ناحيه يك مقياس اندازه گيري كميبراي نشان دادن نيروي راننده انتقالخود به خود آب از يك ناحيه به ناحيه ديگر است. انتقال خود به خود آب تا زماني ادامه خواهد يافت كه پتانسيل شيميايي آب در دو ناحيه يكسان شود كه در اين حالت انتقال آب متوقف ميشود.
عوامل موثر بر پتانسيل شيميايي آب 1- اثر درجه حرارت پتانسيل شيميايي آب بيانگر مقدار انرژي آب در يك سيستم است, لذا هر عاملي بر مقدار انرژي آب اثر بگذارد در پتانسيل شيميايي آب تاثير گذار خواهد بود. يكي از اين عوامل موثر همان درجه حرارت يا دما ميباشد. افزايش دما بر اساس نمودار بالا پتانسيل شيميايي آب در يك سيستم با افزايش درجه حرارت آن سيستم افزايش مييابد. علاوه بر درجه حرارت از نظر فيزيولوژيستهاي گياهي دو عامل ديگر نيز بر روي پتانسيل شيميايي آب اثر گذارند. عامل مواد محلول و فشار (كشش) دو عامل بعدي مورد بحث هستند . 2- اثر مواد جاذب آب(Imbibants) و مواد محلول نوع و مقدار مواد (به غير از آب) در يك سيستم به پتانسيل شيميايي آب تاثير زيادي دارد. ملكولهاي آب در مجاورت مواد تشكيل دهنده پروتوپلاسم و مواد ديواره سلولي, به اين مواد جذب ميشوند اين نيروهاي جاذبه سبب كاهش تمايل به فرار و حركت ملكولهاي آب ميشود و در نتيجه كاهش پتانسيل شيميايي آب در سلول گياهي پيش ميآيد. اصطلاح مواد جاذب آب در گياهان, بيشتر به مواد آب دوست و غيرمحلول مانند سلولز و نشاسته اطلاق ميشود كه يا آب را جذب ميكنند يا آب به آنها ميچسبد. نيروهاي جاذبه بين يونها و ملكولهاي مواد محلول و آب منجر به كاهش فشار بخار آب كه به حالت تعادل با محلول است, ميشود. اين كاهش فشار بخار آب متناسب است با تعداد كل ذرات يعني يونها و ملكولهاي حل شده در محلول. بعلاوه كاهش فشار بخار آب نشانگر كاهش تمايل به فرار و حركت ملكولهاي آب در سيستم ميباشد كه اين امر نهايتا" موجب كاهش پتانسيل شيميايي آب در محلول ميشود. لگاريتم مواد محلول 3- اثر فشار بخار آب يا كشش آب سلول گياهي در حال رشد معمولا تحت فشار بيشتري نسبت به آب داخل يك ظرف ميباشد. فشار كل در سطح داخلي آب ظرف شامل فشار مايع و فشار گازهاي هواست كه از طرف بالا به سطح مايع وارد ميشوند . فشار گازهاي هوا در سطح زمين برابر يك بار( Bar) در نظر گرفته ميشود. فشار مايع را ميتوان چنين بيان كرد: يك ستون مايع (آب) به ارتفاع حدود 10 متر, يك فشار هيدرواستاتيك معادل يك بار به ته ستون وارد ميكند. در سلول گياهي فشار داخل واكوئل گياهي همانند ظرف آب برابر 1 بار ميباشد ولي سيتوپلاسم و ديواره سلولي كه واكوئل را احاطه ميكنند در مقابل انبساط واكوئل مقاومت ميكنند و روي واكوئل فشار وارد ميسازند. با ورود آب بيشتر به داخل واكوئل شدت فشار وارده به ديوار واكوئل بيشتر ميشود. درنتيجه فشار هيدرواستاتيك داخل محلول در واكوئل ممكن است به 10+ تا 20 + بار برسد (علاوه بر فشار هوا). در برخي از بافتهاي گياهي, علاوه بر فشار هيدرواستاتيك مثبت, فشار هيدرواستاتيك منفي نيز ممكن است وجود داشته باشد. مثلا" شيره خام در آوندهاي چوبي در ضمن ساعات روز در فصل رويش, هنگاميكه سرعت تبخير و تعرق از سطح برگ بيشتر از سرعت جذب آب توسط ريشه باشد تحت كشش قرار ميگيرد. مقدار اين كشش در درختان و بوتهها حدود 3– تا 5 – بار است. البته مقادير منفيتري نيز گزارش و ثبت شده است. فشار هيدرواستاتيك يا كشش در يك سيستم حاوي آب با پتانسيل شيميايي آب در سيستم, رابطه مستقيم دارد و تغيير در فشار يا كشش باعث تغيير در پتانسيل شيميايي آب در سيستم ميشود. پتانسيل آب: امروزه فيزيولوژيستهاي گياهي از اصطلاح پتانسيل آب به جاي پتانسيل شيميايي آب استفاده ميكنند. حرف يوناني پساي(ψ) علامت نشان دهنده پتانسيل آب در يك سيستم (مانند يك سلول يا بافت گياهي يا يك نمونه خاك حاصلخيز و يا يك محلول داخل يك ظرف) ميباشد. پتانسيل آب را بر حسب بار ( Bar واحد فشار) يا بر حسب مگاپاسكال ( 1 MP = 10 Bar) اندازه گيري ميكنند. در بحثهاي گياهي بيشتر از واحد بار استفاده ميشود. پتانسيل آب يك وسيله مناسب براي سنجش مقدار آب سلولها و بافتهاي گياهي است. هر چه پتانسيل آب يك سلول يا يك بافت كمتر باشد توانائي جذب آب توسط آن سلول يا بافت بيشتر است و بر عكس هر چه پتانسيل آب يك بافت بيشتر باشد توانايي آن بافت در تامين آب براي سلولها و بافتهاي مجاور بيشتر است. به اين ترتيب پتانسيل آب براي اندازه گيري مقدار كمبود آب و تشنگي سلولها و بافتهاي گياهي استفاده ميشود. مقادير مطلق پتانسيل آب اندازه گيري نميشود . بيشتر اختلاف پتانسيل سيستم مورد تحقيق مانند سلول يا بافت در مقايسه با پتانسيل آب يك سيستم استاندارد اندازه گيري ميشود.سيستم استاندارد مورد مقايسه عبارت از مايع آب خالص در دما و فشار اتمسفري يكسان با سيستم مورد مطالعه ميباشد. مقدار پتانسيل آب خالص در شرايط استاندارد به طور قراردادي صفر در نظر گرفته ميشود. پتانسيل آب در بافت گياهي هميشه كمتر از صفر و همواره عددي منفي است . مقياس پتانسيل آب به عنوان يك قانون كلي, برگهاي اكثر گياهاني كه ريشه آنها در خاكهاي داراي آب كافي رشد ميكنند دارا ي پتانسيل آب بين 2- تا 8- بار ميباشد. با كاهش مقدار آب بر رطوبت خاك پتانسيل آب برگها منفي تر از 8- بار ميشود و سرعت رشد برگها كاهش مييابد. اغلب بافتهاي گياهان در پتانسيل آب 15- بار رشدشان متوقف ميشود. در چنين شرايطي برگها ي گياهان علفي تا مدت طولاني زنده باقي ميمانند ولي رشد نميكنند. به طور كلي اگر پتانسيل آب برگهاي علفي به 20- تا 30- بار كاهش يابد, در اين صورت بعيد به نظر ميرسد كه اين برگها به حالت طبيعي اوليه خود باز گردند. ولي برخلاف اين, گياهان بوته اي بياباني در شرايط پتانسيل آب كاهش يافته نيز مدت طولاني زنده ميمانند و در اين شرايط ممكن است پتانسيل حدود 30- تا 60- بار باشد.دانههاي زنده كه در هوا خشك شده اند داراي پتانسيل آب خيلي كم و در حدود 60 – تا 100- بار هستند . |
||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۸۴ساعت 22:30 توسط
|
|
||||||||